یادته پاییز می رفتیم بیرون ٬ برگ های زیر پاهامون رو له می کردیم صدای خش خش می داد

حالا که تو رفتی قلب من از درد تنهایی تو مثل اون برگ ها زیر این همه تنهایی داره له میشه