عاشقت شدم...و این دست من نبود...یهو دیدم شدی کل دنیام...شدی یه بهانه...برای ادامه تپش قلبم...یهو شدی کسی که قلبم فقط برا اون تند میزنه...تند میزنه حتی برا یه نگاه سادت...دنیام عوض شده..زندگیم رنگی شده...زندگیم رنگ چشمای تو شده...دوستت دارم بیشتر از هرچیزی در این دنیا...دنیایی که میلیون ها فاصله انداخته بینمون...
عاشقتم بی هیچ بوسه ایی..اغوشی...حرفی...اری دوستت دارم بی هیچ توقعی...تو همه جا هستی ...
لایه کتاب مورد علاقه ام...در قفسه کتابخانه..بین ظروف اشپزخانه..میان نفس هایم...در مردمک چشمم..اری همه جا هستی...
در دستانم...در مغزم... در قلبم...روی گونه هایم...در لبخندم...میان موهایم...
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که ...
من...
عکسه...
دسته جمعیه..
توئم....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 19:38 توسط باقالی
|
مانند قطرات باران.....