قلبم مثه برگه شده

اول برگی خوشگل و شاعرانه

دوم کمی خشک شده

سوم روی زمینی سفت میخوره

چهارم زیر پا های بی رحم له میشه

پنجم برای کسی اهمیت دیگه ندارم  دیگه شاعرانه نیستم بلکه برگی اضافی هستم که زمین را

زشت کرده