من وتو با قرار گذاشتیم که با هم بسوزیم ولی وقتی من روشن شدم شروع کردم به سوختن

ولی تو نه خودت رو روشن کردی نه سوختی فقط رفتی وتو می خواستی با رفتنت مرا خاموش

کنی ولی نتو نستی و من گر گرفته بودم وتو بی تو جه به من رفتی با لاخره من خاموش شدم

ودیدم تو نیستی خیییلی سخت بود اما تو رفتی ولی من شاید سوخته بودم ولی هنوز دل داشتم

و هنوز تو رو دوس دارم چرا که تو می خواستی با رفتنت منو خاموش کنی و من هنوز در اون باورم