یه روز که با هم رفتیم بیرون ویه جا نشستیم تو به زمین خیره شدی

ازت پرسیدم( چرا به زمین خیره شدی؟)

گفتی( چون نمی خواهم ترکت کنم)

اون موقع نفهمیدم منظورت چیه؟

ولی حالا که ترکم کردی فهمیدم تو بغض توی گلوت گیر کرده بود و برای اینکه گریه ات نگیره اون حرف رو

گفتی والا باید میگفتی( چون قراره روزی برم)