هی..

تنهایم...دلشکسته...بی کسم.....

دلم عشق های زمینی را نمیخواهد....

دلم کمی خدا را میخواهد....

دلم میخواهد با خدا خلوت کنم و از تردید هایم...از دلتنگی هایم...از ارزوهایم....از زندگی ام .....

برایش بگویم...

نه دیگر اغوش مادر هم برایم ارامش بخش نیست....

دلم میخواهم در اغوش خدا باشم و غرق شوم در او ....

خدایا دلم کمی تورا می طلبت ....

دیگر خسته شدم از اینکه درباره ی تو از زبان دیگران شنیده ام

میخواهم کمی با من حرف بزنی

طواف کعبه میخواهم چه کار وقتی خدایا دلت با من نیست؟؟!!

خدایا چگونه صدای هق هق های شبانه ام را به گوشت برسانم تا بفهمی چقدر تنهایم؟؟؟

خدایا در کجای این کهکشانی که تورا نمیبینمت؟؟؟

خدایااااااااااااااااااا......

دلم کمی تورا میخواهد.......

کمی هم تو مرا بخواه......



♥ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ساعت 16:9 توسط باقالی

دوستت دارم


♥ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ساعت 11:51 توسط باقالی

بمان..

بمان در کنارم که میدانم با موهای سپید هم زیبا ترین فرشته خدایی...


♥ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ساعت 11:20 توسط باقالی

کمی دلم...

دلم تورا میخواهد

کمی دلم هم نشینی با تو را میخواهد

کمی دلم از بوسه های آتشین تو را میخواهد

کمی دلم با تو تنها بودن را میخواهد

کمی دلم نگاهت را میخواهد

کمی دلم عاشقانه هر صباح برای تو می تپد

کمی دلم تا ابد با تو بودن را میخواهد....

 


♥ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ساعت 11:11 توسط باقالی

چه جوری؟؟؟

میگویند فراموشت کنم.....

چه راحت از تو میگذرند مردم......

آخر چرا درک نمیکنند؟؟.....

چجوری کسی را که مانند نمک دریا در من حل شده است فراموشش کنم؟؟؟.......

 


♥ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ساعت 18:41 توسط باقالی

میبینی؟؟؟

باد از لابه لای برگ درخت حیاط مان میگذرد و برگ ها را از خواب بیدار میکند ...... اشک از گونه هایم سرازیر میشود....آب از میان سبزه ما میگذرد .... میبینی؟؟

حتی با کوچکترین اتفاقی مانند گذر باد از میان برگ ها..... پیاد روی آب در میان سبزه ها ...... نمایان میشوی برایم....

 


♥ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 11:47 توسط باقالی

برای تو....

امروز را برای تو...برای سلامتی و شور و شعف توو.... روزه گرفتم......

نمیدانی چه لذتی دارد تشنگی و گرسنگی برای تو......


♥ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 11:40 توسط باقالی

خواهم زیست....

اگر عشقت وادارم کند از خدا دست بردارم تسلیم خواهم شد و بقیه عمرم را در دورخ خواهم زیست!!!


♥ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 11:58 توسط باقالی

چه نیاز است؟؟؟!!!

تا تو هستی چه نیاز پرستش خداوند؟؟؟!!!

 


♥ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 11:49 توسط باقالی

من از دیار زلیخآ آمده ام....

من از دیار زلیخا میآیم

منم مانند زلیخا آنقدر عشقت را در همه جا جار می زنم تا خدآ هم کم بیآورد


♥ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ساعت 11:33 توسط باقالی